وبلاگ
7 نکته برای طراحی یک ارائه داستانمحور جذاب
داستانگویی به واژهای پرطرفدار در مورد ارائهها تبدیل شده است. ممکن است شنیده باشید که داستانگویی مهم است یا اینکه داستانها مخاطبان را تحت تاثیر قرار میدهند، اما ممکن است سوالاتی درباره نحوهی گنجاندن داستانگویی در ارائههای خود داشته باشید.
داشتن استایل داستانگویی در ارائه به این معنی نیست که شما داستانها را در ارائه خود روایت میکنید – هرچند ممکن است این کار را انجام دهید. یک ارائه داستانمحور به کارگیری تکنیکهای آزموده شده داستانگویی در ارائه شماست تا ایدهها را به راههایی ارتباط دهد که مخاطبان را مجذوب و تحت تاثیر قرار دهد.
اگر به دنبال مثالهایی هستید که نشان دهد چگونه میتوانید از داستانگویی در ارائههای خود استفاده کنید، به جای درستی آمدهاید.
7 مثال برای ارائه داستانمحور که باید امتحان کنید
هنگام طراحی ارائه داستانمحور خود، ممکن است داشتن برخی نمونهها برای پیروی از آن مفید باشد. در ادامه، هفت مثال از ارائههای داستانمحور را برای کمک به شما در گنجاندن داستانگویی در ارائه بعدیتان به راحتی و به طور یکپارچه ارائه میدهیم.
1. ساختار: سفر قهرمان
ساختار اساسی یک داستان به این صورت است:
ما با قهرمان خود شروع میکنیم. قهرمان با چالشی مواجه میشود. اما او نمیتواند به تنهایی آن چالش را پشت سر بگذارد. بنابراین، مربیای به او کمک میکند و ابزارهای لازم برای فائق آمدن بر آن چالش را در اختیارش میگذارد و همه آنها به خوشبختی میرسند.
در یک ارائه داستانمحور، برقراری ساختار درست بسیار مهم است. باید یک آغاز، یک میانه و یک پایان وجود داشته باشد. باید لحظهای در ارائه داستان وجود داشته باشد که قهرمان متوجه شود مشکلی دارد. باید لحظهای وجود داشته باشد که مربی راهحلی را ارائه کند. و باید لحظهای وجود داشته باشد که مخاطب بتواند ببیند “خوشبختی بعد از آن” چه شکلی است.
برای پیادهسازی این ساختار، با این حال، باید درک روشنی از اینکه چه کسی قهرمان و چه کسی مربی است داشته باشید.
2. مخاطب شما: قهرمان
آیا دیدهاید کسی در حال ارائه کسبوکارش است و بیشتر وقتش را صرف صحبت درباره تاریخچه برجسته شرکت، لیست مشتریان چشمگیر، یا تعداد جوایزی میکند که بر روی قفسههایشان قرار دارد؟ این یک نمونه از یک ارائهدهنده است که نقش قهرمان را بازی میکند.
بهترین مثالهای ارائه داستانمحور، اما، مخاطب را به عنوان قهرمان قرار میدهند. چرا؟ زیرا مخاطب شما کسی است که چالش باید آن را پشت سر بگذارد. مخاطب شما کسی است که به مربی نیاز دارد تا او را در میانه ی پرهرجومرج هدایت کند. مخاطب شما کسی است که شما باید برای خوشبختی بر او تکیه کنید. با این حال، برای ساخت اعتبار با تماشاچی خود، بسیاری از ارائهدهندگان در نهایت خود را به عنوان قهرمان قرار میدهند، نه به عنوان مربی.
3. نقش شما: مربی
اگر به ارائهدهندگان داستانگو با تجربه نگاه کنید، نمونههایی از کثرت مربیانی را خواهید دید که خود را مربی قرار میدهند. آنها علاقهای به بازی کردن نقش قهرمان ندارند. آنها علاقهای به دریافت اعتبار ندارند. آنها خیلی بیشتر نگران ارائه ابزارهای لازم برای کمک به مخاطبانشان برای غلبه بر چالشهایشان هستند.
برای مثال، بیایید بگوییم که شما یک ارائهای طراحی کردهاید که برای فروش خدمات تحویل کیت غذایی شرکت شما طراحی شده است.
یک ارائهدهنده “قهرمان” ممکن است بگوید: “ما بهترین در این صنعت هستیم. ما تازهترین مواد اولیه را داریم. ما خلاقترین منو را داریم. و ما بیش از 1000 نظر پنجستاره برای پشتیبانی از آن داریم.”
تمرکز در آن مثال بر روی شرکت و چقدر عالی بودن آن است. هیچ اشارهای به مشکلات یا چالشهای مشتری وجود ندارد. اما یک ارائهدهنده “مربی” ممکن است بگوید:
“یکی از سختترین چیزها در مورد والد بودن این است که بین گذراندن وقت با فرزندان خود و درست کردن یک وعده غذایی تازه و سالم دچار تردید شوید. اما اگر کسی وجود داشته باشد که بتواند در کنار شما بیاید و زمان لازم برای پخت و پز برای خانوادهتان را به نصف کاهش دهد؟ این همان کاری است که سرویس تحویل کیت غذایی ما انجام میدهد. با ارسال مواد اولیه تازه و آماده به خانه شما، ما به خانوادههای متوسط 5 ساعت در هفته صرفهجویی میکنیم. دیگر نیازی به انتخاب بین وقت در آشپزخانه و وقت با فرزندان خود ندارید. ما به شما اجازه میدهیم هر دو را انجام دهید.”
این پیام بسیار متفاوتی است، درست است؟ وقتی شما مخاطب خود را قهرمان قرار میدهید، این آزادی را به شما میدهد تا بر روی مشکلاتی که میتوانید حل کنید تمرکز کنید.
4. ایجاد تضاد: Presentation Sparkline™
یک کلید دیگر برای داستانگویی عالی در ارائهها به ایجاد تضاد مربوط میشود. ساده است که داستانگویی را به صورت خطی تصور کنید:
سارا بیدار میشود و با خودرو به سرکار میرود و در جلسهای با رئیسش حاضر میشود و ناهاری با بهترین دوستش میخورد…
با این حال، بهترین داستانها با جایگزینی “و” با “اما سپس” تضاد ایجاد میکنند. برای مثال:
سارا بیدار میشود و به ماشینش میرود تا به سرکار برود. اما سپس او در راه پنچر میشود. او با تاکسی به دفتر برای یک جلسه مهم میرود، اما سپس متوجه میشود که به اتاق کنفرانس اشتباهی رفته است…
آیا تفاوت را میبینید؟ ایجاد تضاد داستانی جذابتر میسازد. و ارائههای داستانی نیز به همین شکل عمل میکنند. وقتی ما به صورت خطی ارائه میدهیم، نمیتوانیم مخاطب خود را جذب کنیم. به همین دلیل به تضاد نیاز داریم. اما تضاد در ارائه داستانمحور چه شکلی است؟
هر ارائهای یک شکل دارد. گزارش کلاسیک به این شکل است:
خط پایینی “چه طور است” را نمایندگی میکند و خط بالایی “چه کاری ممکن است” را نمایندگی میکند. در یک گزارش معمولی، بیشتر وقت خود را صرف صحبت درباره وضعیت کنونی میکنید. خوب، بد، زشت. سپس ممکن است در پایان پیشنهادی ارائه دهید که میتواند وضعیت آینده را تغییر دهد.
جمله جذابی به این شکل است:
در یک پیشنهاد معمولی، شما با وضعیت امور شروع میکنید، سپس بیشتر وقت خود را صرف صحبت درباره چقدر آینده شگفتانگیز خواهد بود وقتی که این ایده جدید، محصول یا خدمات را تصویب کنید.
مشکل با گزارش این است که خستهکننده است. مشکل با پیشنهاد این است که به نظر خیلی خوب میرسد که واقعیت داشته باشد. هیچ یک از این اشکال تضاد کافی برای حفظ توجه مخاطب شما ندارد. به همین دلیل است که بهترین مثالهای ارائه داستانمحور به این شکل است:
Presentation Sparkline یا فرم ارائه قانعکننده™ به طور مداوم بین “چه طور است” و “چه کاری ممکن است” با استفاده از تضاد، برای حفظ توجه مخاطب جابجا میشود. در یکی از مثالهای جذاب ارائه داستانمحور، نانسی دوارت در یک سخنرانی TED اشاره میکند که هم سخنرانی استیو جابز در مورد آیفون در سال 2007 و هم “سخنرانی من یک رویا دارم” مارتین لوتر کینگ از Presentation Sparkline پیروی میکند.
5. لحظات S.T.A.R
لحظه S.T.A.R™ به معنای “چیزی که همیشه به یاد خواهند آورد” است. و بهترین مثالهای ارائه داستانمحور شامل از این نوع لحظات هستند. چرا؟ زیرا مردم در به یاد آوردن حجم زیادی از اطلاعات مشکل دارند، اما احتمال بیشتری دارند که یک لحظه خاص را به یاد بیاورند.
برای مثال، زمانی که ال گور یافتههایش در مورد تغییرات اقلیمی را به دوارت برای ارائهای که الهامبخش مستند برنده جایزه اسکارش، یک حقیقت غیرقابل انکار بود، آورد، او به یک راه memorable برای ارتباط گرفتن با افزایش غلظت CO2 پیشبینی شده در 50 سال آینده احتیاج داشت. وقت آن بود که لحظهای S.T.A.R به وجود آورد.
در ارائهاش، او دادهها را در یک بالابر که به همراه اعداد بالا میرود دنبال کرد. به جای انتشار اطلاعات، او لحظهای به یاد ماندنی ایجاد کرد که مخاطب را به درون یک داستان جذاب کشاند.
6. داستانگویی دادهها
چالش عمده برای کسانی که سعی در به کارگیری داستانگویی برای ارائهها دارند، در پیدا کردن چگونگی ارتباط دادن دادهها به شکلی جذاب است.
دادهها به تنهایی نمیتوانند معنی اهمیت را ارائه کنند. آنها به یک ارائهدهنده نیاز دارند که این کار را انجام دهد. و هنگام داستانگویی دادهها، ارائهدهندگان چند گزینه دارند. آنها میتوانند به عظمت یک نقطه داده توجه کرده و شگفتزده شوند. آنها میتوانند دادهها را انسانی کنند. و آنها میتوانند مخاطب را با غیر منتظره شگفتزده کنند.
یکی از جذابترین مثالهای داستانگویی ارائهاش و غافلگیری مخاطب با غیرمنتظره، از رونمایی استیو جابز از مکبوک ایر در سال 2008 میآید. به جای گفتن به طور ساده که ضخیمترین قسمت دستگاه 0.76 اینچ است، او اندازه را با گذاشتن آن در یک پاکت نامه نشان داد – یک واحد اندازهگیری که بیشتر افراد شگفتزده خواهند شد که میتواند یک لپتاپ را در خود جای دهد.
7. خوشبختی جدید
هر داستانی یک آغاز، یک میانه و یک پایان دارد. اما چگونه داستانگویان حرفهای ارائهها به پایان یک ارائه میرسند؟ با ارائه به مخاطبانشان یک چشمانداز از آنچه ممکن است. ما به آن میگوییم “خوشبختی جدید”.
خوشبختی جدید «خوشبختی بعدی» است. اما این یک داستان پری نیست. این یک چشمانداز واقعی برای آیندهای قابل دستیابی است. چرا؟ زیرا شما به عنوان مربی، راهحلهای واقعی برای مشکلاتی دارید که مخاطب شما، قهرمان، در حال حاضر با آنها مواجه است.
آیا میخواهید در مهارتهای ارائه داستانگویی خود رشد کنید؟
راهی آسان برای بهبود مهارتهای ارائه داستانگویی خود وجود دارد. آن این است که در کارگاه یا دورهای شرکت کنید! حالا خیلی از پیشنهادها وجود دارد، پس وظیفه خود را انجام دهید و تحقیق کنید که کدام یک برای شما، نیازهایتان و بودجهتان بهترین است.
اما، در حالی که ما استدلال کردهایم که شما به شدت به آموزش داستانگویی احتیاج دارید, ممکن است شما تعجب کنید که دوارت چند گزینه با امتیاز بالا برای انتخاب دارد. در اینجا برخی از بهترینهای ما آمدهاند:
کارگاه Resonate® دوارت به شما کمک میکند تا یک ساختار روایت قانعکننده بر اساس اصول همدلی، داستان، تضاد و تنوع ایجاد کنید.
کارگاه Duarte DataStory® ما به شما کمک میکند تا تکنیکهای داستانگویی داده را به کار بگیرید تا کلیدهای بینش از دادهها را استخراج کنید و آنها را به توصیههای واضح و عملی تبدیل نمایید که سرعت روند تصمیمگیری را افزایش میدهد.
کارگاه VisualStory® ما با استفاده از تفکر طراحی محتوا را سازماندهی کرده و ایدهها را به یک استوری بورد بصری برای ارائه شما تبدیل میکند.
چه شما نیاز به ایجاد و ارائه یک ارائه دوجانبه برای قانع کنندهتر بودن داشته باشید یا برای ارتباط دادهها، ما یک کارگاه آزمون شده در زمان داریم که میتواند به شما تکنیکهای داستانگویی در ارائه را بیاموزد تا ارائه بعدی شما موفق باشد!